|
دوست داشتن واحساس درست داشتن | ||
![]()
|
![]() پسرخاله – همه ي خانم ها دوست دارند كه بدانند چگونه مي توانند همسرشان را تحت تاثير قرار دهند ، محبت او را جلب كنند اما گاهي اوقات هرچه تلاش مي كند نتيجه نمي گيرد يا برعكس رابطه شان را خراب تر مي كند . گاهي يك خانم با آن كه با زحمات ها و گذشت و ايثار هاي فراوان در زندگي مشترك داشته اما ، نه آن كه همسرش به او نزديك نشده بلكه نسبت به او سردتر شده است. در اين حالت ضمن گيج شدن ، از او نااميد شده و از همسرش طلاق عاطفي مي گيرد! چرا اين گونه شده است؟ چرا قلب همسرش را جذب نكرده، بلكه از دست داده است؟ پاسخ اين پرسش ها يك كلمه است؛ به همسرش “ احترام ” نگذاشته است.
پذيرش بدون شرط شوهر يك مرد نياز دارد همان گونه كه هست پذيرفته شود ، دقيقاً همان طوري كه هست .اين نوع پذيرش كامل ،او را متقاعد مي كند كه شما براستي اورا دوست داريد ( زن كامل ، ص ۵۰ ) اگر مي خواهيد كه ازدواج شما با كاميابي همراه باشد ، شما بايد تصميم بگيريد كه شوهر تان را همان گونه كه هست بپذيريد ، وبدانيد كه ارتباط بين شما بدون پذيرش ، بهبود نخواهد يافت. حق انتخاب وتصميم گيري با شماست ، شما مي توانيد انتخاب كنيد كه با خشم وعصابنيت زندگي كنيد ويا اين كه شوهرتان را بدان گونه هست پذيرا شويد ( زن كامل ، ص ۵۵ ) پذيرش با تحمل همسر فرق دارد ، بردباري و تحمل به معناي پذيرش نيست ، تحمل شما فقط شوهرتان را وادار مي كند كه احساس نقص و ناشايستگي بكند . اومي تواند احساس كند كه مورد قبول همسرش قرار نگرفته و قادر نيست كه شما را كاملاً دوست بدارد. پيامبر گرامي اسلام مي فرمايند : هيچ مردى بعد از اسلام نفعى بالاتر از همسر مسلمان عايدش نشد كه چون به او بنگرد مسرور گردد، و چون به او فرمانى دهد اطاعت نمايد، و در نبود شوهر مال او و ناموس خود را حفظ نمايد. ( منلايحضرهالفقيه ج : ۳ ص : ۳۹۰ ) خط قرمز ها در گفتار اولين نكته اي كه در گفتار تأثير فراواني در روان شوهرتان دارد و موجب افزايش علاقه شوهرتان به شما خواهد شد ، «تحسين كردن شوهر» است ، اين تحسين مهم ترين نياز روحي يك مرد است. واژه « احترام » بنابر تعريف فرهنگ لغت ، به معناي : حرمت ، تكريم ، ارج نهادن ، ستايش و تمجيد است . به عنوان يك زن ، شما آرزو داريد كه مورد عشق وعلاقه همسرتان باشيد ، درست مي گويم ؟ اما شوهر شما هم به عنوان يك مرد ، آرزو دارد كه شما وي را تحسين كنيد زيرا نخستين نياز اوست (زن كامل ، ص ۶۱) هر زني مي تواند نكات مثبت همسرش را بيابد ، آن را تمجيد كند ، نقاط ضعف اورا از زاويه مثبت به آن نگاه كند وشوهرش را تمجيد نمايد . زن مي تواند با جملات تمجيد آور كه در نهايت لطف و محبت تنظيم شده باشد ،شخصيت واحساس شوهرش را كاملاًعوض كند و واقعاً از او مردي با لياقت و با كفايت بسازد. حترام در رفتار يكي از نمادهاي احترام و توجه رفتاري ، استقبال ، بدرقه از شوهر است و نشانه ي ديگر عذر خواهي كردن و قبول عذر است هنگامي كه مشكلي بين آنها ايجاد مي شود. رفع عيب و اشتباهات بزرگي مي گويد : با ديگران طوري رفتار كنيد كه انگار در همان حدي كه بايد باشند ،هستند . به آن ها كمك كنيد تا به آنچه مي توانند و لياقتش را دارند تبديل شوند (اسماعيل بيگي ،ص،۲۸۲) خانم مارگارت كالكين چه زيبا اين حقيقت را بيان كرده است : زن مي تواند با جملات تمجيد آور كه در نهايت لطف و محبت تنظيم شده باشد ،شخصيت واحساس شوهرش را كاملاًعوض كند و واقعاً از او مردي با لياقت وبا كفايت بسازد (كارنگي ،ص۵۹) بسياري از زنان مشتاقند كه همسران خود را تغيير دهند و آنها را جذب كنند ،ولي عموماًبه گونه اي رفتار مي كنند كه نتيجه معكوس مي دهد ،وگاهي منجر به جدايي وطلاق مي شود ؛علت عمده آن اين است كه آنها روشي درست اعمال نمي كنند ، بلكه از روش هاي نق زدن و ايراد گرفتن ودستور دادن و…… كه تمامي اين روش ها موجب دوري از همسرانشان مي شود ؛ پس چه بايد كرد ؟ لطفاً براي سه ماه با شوهر خود رفتارهاي زير را انجام دهيد وآن گاه نتيجه آن را به پسرخاله گزارش دهيد، واگر مثبت و سازنده بود ( كه حتماً خواهد بود ) به ديگران هم سفارش كنيد كه تجربه شما را عمل كنند تا به اميد خدا شاهد زندگاني شاد و خرم خود و ديگران باشيم: * شوهر خود را هرآنگونه كه هست ، بپذيريد . * از او به هيچ عنوان ايراد نگيريد ( حتي زماني كه كارش ايراد دارد ) * با جملات و كلماتي محبت آميز او را تشويق كنيد . * همواره او را تأييد كنيد به گونه اي كه او تصور كنند بهترين شوهر دنيا است !! * قبل از آمدن از سر كار آماده استقبال از او باشيد و با روي باز و خندان به اسقبالش برويد و با جملات عاطفي ورود اورا به خانه خوش آمد بگوييد . * موقع سر كار رفتن با كلماتي مثبت و عاطفي اورا بدرقه كنيد .(در صورت امكان با آغوشي گرم اورا بدرقه نماييد ) * پيش ديگران از او تعريف كنيد و شايستگي هاي اورا به رخ ديگران بكشيد . * در كارهاي اداري و يا بازار او را تشويق كنيد ، و در مشكلات او را روحيه بدهيد . * از همه مهمتر هميشه تصميم گيري نهايي را به او واگذار كنيد ، واگر نظري داريد به صورت پيشنهاد مطرح نماييد ولي بگذاريد او تصميم بگيرد ، و اگر غير از نظر شما تصميم گرفت ،تسليم نظر او باشيد. اين جمله را در ذهن خود تابلو كنيد ادامه مطلب [ ۲۷ دى ۱۳۹۰ ] [ ۰۸:۱۳:۱۷ ] [ امير اميري ]
![]() خواستگاري و مراحل قبل از ازدواج يكي از لذت بخش ترين مراحل زندگي به شمار مي رود. اما، بعد از اتمام آن شور و شوق اوليه، اضطراب پديدار مي شود. اين اضطراب مي تواند آنقدر رشد كند كه بعد از ازدواج هم ادامه پيدا كند. براساس آمار مركز كنترل و پيشگيري از بيماري ها،در كشورهاي غربي بيست درصد از ازدواج ها بعد از ۵ سال به طلاق ختم مي شوند. فردي كه قصدازدواج دارد بايد به خوبي با مسئله ازدواج كنار آمده باشد و اگر بخواهد كه جزئي از اين آمار نباشد بايد بر اين اضطراب غلبه كند.
آنهايي كه نتوانستند با آن اضطراب و ترس ازدواج كنار بيايند تا مرحله پارانوئيد شدن پيش مي روند. خيلي ها بيشتر از اينكه به عشق و محبت درون ازدواج فكر كنند به طلاق احتمالي و رنج و عذاب ناشي از آن فكر مي كنند. مخصوصاً مردان مجرد به دلايل مختلف هيچ عجله اي براي ازدواج ندارند. ۵ مورداز آن دلايل عبارتند از: ۱) امكان رابطه بدون تعهد ۲) امكان داشن همسر بدون ازدواج قراردادي ۳) جلوگيري از خطر و هزينه هاي طلاق ۴) تمايل به صبر كردن قبل از بچه دار شدن ۵) اين واقعيت كه ازدواج نياز به تغيير و سازش دارد چند نفر از ما، به استثناي زمانيكه نفع شخصيمان در آن باشد، از روي ميل باطني اين تغيير را مي پذيريم يا براي سازش آمادگي داريم؟ نه خيلي، حداقل براي مردان مجرد زير ۳۵ سال خير. دقت كنيد كه چطور اين دلايل همه به سه تمايل اصلي در روابط كنوني تمركز دارد: يعني پول، رابطه زناشويي و سازش. شكست در روبه رو شدن با اين سه عنصر تا حد مطلوب به خاطر خود رابطه ايجاد نمي شود بلكه با آن تشديد مي شود. زمينه مواجه شدن با اين عناصر با نيروهاي نامرئي كنترل مي شوند كه از همان روز اول آشنايي وجود دارند—نيروهايي كه راه و مسير را به دو نفري كه تصادفاً به سمت هم كشيده شده اند نشان مي دهد و خصوصيات و ويژگي هاي مشخص فردي آنها را مي پوشاند. اين نيروها بسيار قوي بوده و در فرهنگ، ارزش ها، شخصيت، روحيه و درك ما جا باز كرده است و بطور مداوم با تجربيات و الهامات دروني ما تغيير مي كنند. اين نيروها رويكرد ما به زندگي را ديكته مي كند و در زمان بحران، به وضوح هر چه تمامتر خود را نشان مي دهند. ميل به تحت تاثير قرار دادن همه مي توانند با يك زندگي آرام و خوشايند كنار بيايند اما شخصيت و ارزش واقعي يك فرد زماني جلوه مي كند كه استرس و آشفتگي در زندگي او ايجاد شود. دليل اصلي اين هويت دوگانه به اين ميل ما برمي گردد كه از يك طرف دوست داريم خودمان باشيم و همچنين دوست داريم ديگران را تحت تاثير قرار دهيم. به همين خاطر نمي توانيم هيچوقت خودِ واقعيمان را آشكار كنيم. به همين دليل، هرچه زمان آرامشمان در رابطه طولاني تر باشد، احتمال كمتري وجود دارد كه بتوانيم وجودِ حقيقي طرفمان را بشناسيم. اين به آن دليل است كه در ابتداي رابطه ترجيح مي دهيم نيازها و انتظارات ديگران كه برايمان مهم هستند را منعكس كنيم تا جاييكه مجبور شويم خودي واقعيمان را نشانشان دهيم. درنتيجه، هر رابطه جديدي براساس يك دروغگويي بين دو غريبه كه به سختي چيزي هستند كه نشان مي دهند براي راضي كردن طرف مقابلشان ايجاد مي شود. به همين دليل است كه بعد از ازدواج يا بعد از سالها زندگي با هم دو طرف كاملاً افرادي متفاوت مي شوند. يك ضرب المثل مي گويد كه مردها با اين اميد با زنها ازدواج مي كنند كه تا آخر همانطور بمانند درحاليكه زنها با اين آرزو ازدواج مي كنند كه بتوانند بلافاصله بعد از ازدواج شوهرانشان را تغيير دهند! از همان روز ازدواج اين طريقه از جانب هر دو طرف پيش گرفته مي شود اما هر دو طرف مراقب هستند كه طرف مقابل چيزي در اين مورد متوجه نشود. فقط با گذشت زمان و رو شدن شخصيت طرف مقابل مخصوصاً وقتي كه از اهداف شخصيشان دلسرد شده باشند، مشخص مي شود. بعد از ازدواج روزي پر استرس و مشكل ساز مي رسد و چيزهاي جديد درمورد شخصيت همسر فاش مي شود، مخصوصاً نقاط منفي. فقط زمان لازم است تا اين نيروهاي نامرئي خود را نشان دهند. سالها بعد از ازدواج وقتي كه زوج با هم مثل دو غريبه بودند تعحب مي كنند كه قدري كم از همديگر مي دانند. پس اين جمله كليشه اي كه” زنم/شوهرم من را درك نمي كند” درمقابل آن درك عالي كه دو طرف احساس مي كردند در دوران نامزدي دارند، به نظر عجيب مي رسد. دلايل كسانيكه براي اولين بار ازدواج مي كنند ممكن است كمي درمورد تغييراتي كه از مجرد بودن به عضوي از يك زوج بودن بايد داشته باشند احساس نگراني كنند. اين يعني بايد كمي از استقلال خود بگذرند و تمايلات و نيازهاي فردي ديگر را هم در نظر بگيرند. كسي كه قبلاً ازدواج كرده است هم درمورد شكست سابق خود احساس نگراني خواهد كرد. مردها و زنان مطلقه كمي از ازدواج دوباره مي ترسند چون مي ترسند كه همان مشكلات باز ازدواجشان را ويران كند. تاثيرات اضطراب قبل از ازدواج مي تواند مشكلاتي بين زوج ها تا زمان ازدواج ايجاد كند. فردي كه احساس اضطراب مي كند بسيار حساس و آسيب پذير مي شود. طرف مقابل او ممكن است اين احساس را درك نكند و همين مسئله منجر به جنگ و جدال بين آنها شود و ايجاد رنجش كند. همچنين اگر اين جدال ها حاد شود كه قابل حل نباشند، مي تواند موجب برهم خوردن رابطه آنها شود. چارچوب زماني چارچوب زماني اضطراب قبل از ازدواج كنار آمدن با آن را دشوار مي كند چون دوره آماده سازي ازدواج مشكلات و استرس هاي خاص خود را دارد. اكثر زوج ها كاملاً درگير برنامه ريزي هاي عروسي و ماه عسلشان مي شوند. آنقدر مشكلات و مسائل مالي و خانوادگي پيش مي آيد كه بايد آنها را هم در برنامه ريزي ها مد نظر قرار دهند. اين مسائل اضطراب قبل از ازدواج را تشديد مي كند چون فرد مضطرب هيچوقت فرصت استراحت كامل و كنار آمدن با مشكلاتش را پيدا نمي كند. علائم اضطراب مي تواند علائم فيزيكي و احساسي مختلف داشته باشد. اين علائم شامل مشكل در خوابيدن، تمركز كردن و غذا خوردن مي شود. فرد مضطرب معمولاً تند نفس مي كشد و ضربان قلبش بالا است. همچنين احساس سرگيجه و حالت تهوع دارد. ممكن است بدون هيچ دليلي از ديگران عصباني شود و از نظر احساسي و اجتماعي احساس طردشدگي داشته باشد. اين مسئله در دوران قبل از ازدواج كه تاثيرات احساسي مي تواند دو نفر را از هم جدا كند، بدتر مي شود. درمان هيچ راهي براي جلوگيري كامل از اضطراب قبل از ازدواج نيست چون اين اضطراب ها معمولاً براساس نگراني هايي منطقي ايجاد مي شود. ازدواج قدمي بزرگ است كه تغييراتي عمده در زندگي افراد ايجاد مي كند و ايجاد اضطراب و ترس كاملاً طبيعي است. اين اضطراب ها بهتر است به محض وقوع درمان شوند. انجمن ازدواج و خانواده امريكا توصيه مي كند كه قبل از ازدواج زوج ها حتماً نزد مشاوره قبل از ازدواج بروند. اين مشاوره ها معمولاً پنج تا هفت جلسه هستند كه در طول آن زوج ها مي توانند اميدها، ترس ها و اهدفشان را بيان مي كنند. مشاور بعنوان يك شخص سوم زوج را در مشكلاتشان راهنمايي مي كند و به آنها براي رسيدن به يك راه حل رضايتمندانه كمك ميكند. اگر اضطراب فرد طوري باشد كه لازم باشد به تنهايي روي آن كار شود، هر كدام از افراد مي توانند به تنهايي با مشاور حرف بزنند. ادامه مطلب [ ۲۷ دى ۱۳۹۰ ] [ ۰۸:۰۸:۱۷ ] [ امير اميري ]
![]() طريقه انجام اين تست: در اين تست بايد پس از خواندن سئوال در عرض فقط ۵ ثانيه به آن جواب درست را بدهيد در پايان تعداد پاسخهاي درست شما ضرب در ۱۰ ميشود و ميزان آي كيو شما را نشان ميدهد سوالات ۱- بعضي از ماهها ۳۰ روز دارند بعضي ۳۱ روز چند ماه ۲۹ روز دارد؟ ۲- اگر دكتر به شما ۳ قرص بدهد و بگويد هر نيم ساعت ۱ قرص بخور چقدر طول ميكشد تا تمام قرصها خورده شود؟ ۳- من ساعت ۸ شب به رختخواب رفتم و ساعتم را كوك كردم كه ۹ صبح زنگ بزند وقتي با صداي زنگ ساعت از خواب بيدار شدم چند ساعت خوابيده بودم؟ ۴- عدد ۳۰ را به نيم تقسيم كنيد وعدد ۱۰ را به حاصل آن اضافه كنيد چه عددي به دست مي آيد؟ ۵- مزرعه داري ۱۷ گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هايش به جز ۹ تا مردند چند گوسفند زنده برايش باقي مانده است؟ ۶- اگر تنها يك كبريت داشته باشيد و وارد يك اتاق سرد و تاريك شويد كه در آن يك بخاري نفتي يك چراغ نفتي و يك شمع باشد اول كداميك را روشن ميكنيد؟ ۷- فردي خانه اي ساخته كه هر چهار ديوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسي بزرگ به اين خانه نزديك ميشود اين خرس چه رنگي است؟ ۸- اگر ۲ سيب از ۳ سيب بردارين چند سيب داريد؟ ۹- حضرت موسي از هر حيوان چند تا با خود به كشتي برد؟ ۱۰- اگر اتوبوسي را با ۴۳ مسافر از مشهد به سمت تهران برانيد و در نيشابور ۵ مسافر را پياده كنيد و ۷ مسافر جديد را سوار كنيد و در دامغان ۸ مسافر پياده و ۴ نفر را سوار كنيد و سرانجام بعد از ۱۴ ساعت به تهران برسيد حالا نام راننده اتوبوس چيست؟ پاسخ تست ها ۱- تمام ماهها حداقل ۲۹ روز را دارند ۲- يك ساعت ( شما يك قرص را در ساعت ۱ و ديگري را درساعت ۱/۵ و بعدي را در ساعت ۲ مي خوريد ) ۳- ساعت كوكي نميتواند شب و روز را تشخيص دهد پس به اولين ساعت ۹ كه برسد زنگ ميزند كه ۴- حاصل ۷۰ است ( تقسيم بر نيم معادل ضرب در ۲ است ) ۵- او ۹ گوسفند خواهد داشت ۶- كبريت ۷- سفيد چون خانه اي كه هر چهار ديوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد بايد در نوك قطب جنوب باشد ۸- همان۲ سيب ۹- هيچ ( حضرت نوح بود نه حضرت موسي ) ۱۰- خوب خودتونيد ديگه ( نام خودتان )
ادامه مطلب [ ۲۷ دى ۱۳۹۰ ] [ ۰۷:۵۸:۱۴ ] [ امير اميري ]
![]() بر خلاف تصور خيلي ها كه فكر مي كنند عشق يكباره پيدا مي شود و هميشه مي ماند و يا حتي بيشتر مي شود؛ واقعيت اينست كه عشق ممكن است يك لحظه ايجاد شود، اما همانند بذري است و در صورتي باقي مي ماند و رشد مي كند كه در زمين مناسبي جاي گيرد، آب و نور كافي به آن برسانيم؛ مرتب آفت كشي كنيم و به آن كود بدهيم و مستمراً به آن رسيدگي نمائيم.
چگونه عشق به مرور كمرنگ مي شود يا از بين ميرود؟
ما عاشق ايده آلها و كمالها مي شويم و از نقصان ها مي گريزيم. شايد تعجب كنيد اگر بدانيد معمولا انسانها عاشق يك موجود كامل و بدون نقص در ذهن خود مي شوند و هنگامي كه اين تصوير ذهني را منطبق با يك دختر يا يك پسر در اطراف خود ميكنند، به آن نام عشق مي نهند. پس عشق به آن دختر آن وقتي رشد مي يابد و قلب ما را به تپش وا مي دارد كه او خود را منطبق با تصوير ذهني ما ارائه دهد. و هنگامي كه به مرور او را متفاوت از ذهنيات خود بيينم ، عشق ما رو به افول مي رود. اما اينكه تصوير ذهني ما چگونه بايد در بيرون شكل بگيرد و حفظ شود نياز به تخصص و منطق دارد ، لذا عشق ما فوق عقل است ، يعني اينكه بايد از مسير عقلاني و منطقي گذر كند و بالاتر از تفكر خام ما باشد ، نه به عكس . يعني عشق نبايد مادون فكر باشد. عشقي كه مادون باشد، و از سطح پائين تري برخوردارست ، ارزش ندارد تا برايش بميريم.
پس اگر در زندگي به مرور دريافتيم همسرمان از زير بار وظايف و مسئوليتهاي خود شانه خالي مي كند، لذتهاي خود را محور قرار مي دهد و هنوز « من» بودن محور فكري اوست. اينگونه مي شود كه كسالت مزمن عشق، را به چشم خواهيم ديد. از ديگر آفتهايي كه ما به عشق مي رسانيم ، مي توان به موارد زير اشاره كرد.
عدم انعطاف پذيري:
عدم انعطاف پذيري نسبت به مسائلي كه در زندگي با آن روبرو هستيم. مثلا اگر تعصب روي روش و سليقه هاي خود داشته باشيم. و به علاقه ها، سليقه ها و شيوه هاي زندگي همسرمان، مكرراً انتقاد كنيم يا از آن بدتر ، اهانت كرده يا مسخره بگيريم.
كمال گرايي افراطي:
از آنجا كه ما در ناخودآگاه عاشق « خوبي مطلق» ، « مثبت مطلق » و « كمال مطلق» شده ايم و معشوق خود را آخر معرفت و خوبي ارزيابي كرده ايم ، به مرور اين ارزيابي خطا، خود را به ما نشان مي دهد و دچار مشكل مي سازد. او هرگز نميتواند انتظارات و توقعات ايده آلي ما را بر آورده كند. او هم يك انسان مثل بقيه انسانهاست و بديهي است كه نقاط ضعف زيادي نيز در كنار نقاط مثبت و نقاط قوت خود دارد.
عدم مهارت هاي زندگي:
مهارت هاي كافي جهت رسيدگي به بذر عشق را نداريم. مهارتهاي ارتباطي زندگي را كسب نكرده ايم ، مقابله با تنش ها و مشكلات را تجربه نكرده ايم ،نحوه سازگاري با مسائل زندگي را نياموخته ايم ، همه و همه موجب ناكارآمدي ما در ايجاد عشق و آرامش در زندگي مي شود
عدم رعايت حريم خانواده و مرزهاي زندگي:
به وظايف خود در زندگي آگاهي نداريم يا مرزهاي مسائل زندگي و مشكلات خانواده را رعايت نمي كنيم. مثلا موارد مربوط به خانواده را به بيرون منتقل مي كنيم . مشكلات را به دلسوزان خود مثل پدر، مادر، دوستان ،فاميل ، حتي همسايگان و ... در ميان مي گذاريم يا در حيطه و مرزهاي همسرمان دخالت مي كنيم و به نام عشق و دوست داشتن وي را كنترل كرده و در قفس نامرئي انتظارات خودمان، او را محبوس و زنداني مي كنيم. مثلا به علائق او ، دوستان وي،نحوه لباس پوشيدن او، شيوه راه رفتن و حتي طرز تفكر و احساسش گير مي دهيم و او را در تنگنا قرار مي دهيم. و در نهايت آزادي را از او مي گيريم.
مشكلات شخصيتي و انتظارت غير واقع:
توقعات بيجايي به لحاظ مسائل شخصيتي خود، از همسرمان داريم. كه بر آورده شدني نيست و برآورده نمي شود. مثلا يك نفر با اختلال شخصيت وسواسي، زياد نكته سنجي مي كند و معيارهاي زيادي در ذهنش دارد و با ريزبيني بيش از حدي كه به همسرش نشان مي دهد و او را در چهارچوب خشك و در قالب معيارهايي كه تعيين مي كند؛ حبس مي كند و عرصه را بر او تنگ مي كند. يا كسي كه اختلال شخصيت پارانوئيدي دارد و بدبين است ، با سوءظن ها و بدبيني ها خود و حسادت و توهم توطئه هايي كه در ذهن خود، آنها را مي بافد، همسرش را هميشه در نقش يك دشمن و جاسوس مي بيند.
لذت طلبي و خودكامگي:
ما مي بايست در چهارچوب خانواده، خود را مقيد به بعضي امور كنيم. وقتي كه لذتهاي خود را كه در خارج از خانواده است به صورت افراطي دنبال مي كنيم و توجهي به خواست و ميل خانواده نداريم . به مرور زندگي يك طرفه و بي روح مي شود. زن و شوهر هر كدام دنبال تمايلات خاصي در خارج از خانواده هستند. و لذت بردن از يكديگر را فهم نمي كنند.
عدم مهارتهاي ارتباطي:
نمي توانيم ارتباط موثري با همسرمان بر قرار كنيم، حرف هم را نمي فهميم. هر كدام به ظاهر منطقي صحبت مي كنيم ، ولي نمي توانيم يكديگر را قانع كنيم. توجه كافي به احساسات ، خواسته ها و صحبتهاي يكديگر نداريم . گوش شنوا و تحمل ارتباط موثر را از هم دريغ مي كنيم. در رساندن حرفهاي خود به يديگر آنها را تحريف مي كنيم يا آنقدر مبهم رفتار مي كنيم يا صحبت مي كنيم كه ديگري را به خطا مي اندازيم. در واقع مهارتهاي ارتباطي را نمي دانيم.
اگر گويند «لحظه ايست روئيدن عشق .... »؛ پس اين هم شايد درست باشد كه «لحظه ايست مردن عشق.»
ولي عشق عميق تر از آنست كه لحظه اي خلق شود يا در لحظه اي بميرد. هم به وجود آمدن عشق مستلزم صبر، سختي و زمان است و هم از بين رفتن آن به علت مسائل مختلفي است كه در طي زمان و به وسيله زوجين ايجاد مي گردد.
آنچه كه اكثراً افراد با هم اشتباه مي گيرند؛ «هوس » و « عشق » است.
هوس : ميلي شديد براي پاسخ آني به يك نياز جسماني و رواني است كه به خود رنگ رمانتيك مي گيرد و يك استدلال به ظاهر عقلاني نيز در پي دارد و پس از ارضا تا زمان نياز بعدي محو مي شود. هوس شامل آن چيزهايي از وجودتان است كه شما نقشي در آن نداشته ايد. فقط احساسي هست كه در خود براي ارضاء نياز مي بينيد.
ليكن عشق ، دوام دارد و مهارتهاي زوجين به رشد آن كمك مي كند. دو طرف با برنامه و انرژي آن را رشد داده و تداوم مي بخشند و از آن نگهداري مي كنند و بيشتر از آنكه احساسي باشد ، متشكل از احساس و منطق است.
آري عشق به نگاهي نمي آيد كه با نگاهي برود.
با رنگ چشمي نمي آيد كه با رنگ چشمي برود.
با قامتي رعنا نمي آيد كه با قامتي رعناتر برود.
با عشوه اي نمي آيد كه با غمزه اي برود.
عشق سنگين و به تدريج مي آيد ، با زحمت و تلاش مي ماند و هرگز نمي رود. و از همه مهمتر اينكه منحصر به فرد مي ماند و هيچ كس و هيچ چيز جاي آن را نمي گيرد.
ادامه مطلب [ ۱۲ دى ۱۳۹۰ ] [ ۰۲:۲۰:۲۰ ] [ امير اميري ]
با لبخند زدن حتي از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگي جلوگيري كنيد.
لبخند جذابتان مي كند. همه ما به سمت افرادي كه لبخند مي زنند كشيده مي شويم. لبخند حال و هوايتان را تغيير مي دهد. دفعه بعدي كه احساس بي حوصلگي و ناراحتي كرديد، لبخند بزنيد. لبخند به بدن حقه مي زند. لبخند زدن استرس را از بين مي برد. وقتي استرس داريد، لبخند بزنيد. لبخند زدن اندورفين، سروتونين و مسكن هاي طبيعي بدن را آزاد مي كند. لبخند زدن باعث مي شود موفق به نظر برسيد. به نظر مي رسد افرادي كه لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان مي دهد. عضلاتي كه براي لبخند زدن استفاده مي شوند لبخند زدن سيستم ايمني بدن را تقويت مي كند. به اين دليل عملكرد ايمني بدن لبخند زدن فشار خونتان را پايين مي آورد. وقتي لبخند مي زنيد، فشارخونتان به طرز لبخند زدن كمك مي كند مثبت انديش باشيد. لبخند بزنيد. لبخند مسري است. لبخند زدن برايتان شادي مي آورد. با لبخند زدن فضاي محيط را لبخند يك كشش و جذبه فوري ايجاد ميكند كه دوست داريم نسبت به آنها شناخت پيدا كنيم. حالا سعي كنيد بدون از بين رفتن آن لبخند به يك مسئله منفي فكر كنيد. وقتي لبخند مي زنيم بدن ما به بقيه بدن پيغام مي فرستد كه "زندگي خوب پيش مي رود". ادامه مطلب [ ۲ دى ۱۳۹۰ ] [ ۱۱:۳۳:۰۷ ] [ امير اميري ]
آدم هميشه دنبال قطعه اي گم شده است، ادامه مطلب [ ۲ دى ۱۳۹۰ ] [ ۱۱:۰۱:۰۶ ] [ امير اميري ]
Beautiful Prayer يك دعاي زيبا I asked god to take away my habit .God asid ,no. It is not for me to take away,but for you to give it up. از خدا خواستم عادت هاي زشت را تركم بدهد .خداوند فرمود :خودت بايد آنها را رها كني Iasked god to give me happiness.God said ,no.Igive you blessings,happiness is up to you. گفتم :مرا خوشبخت كن. فرمود:نعمت از من خوشبخت شدن از تو Iasked god to spare me pain.god said ,no. suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me. از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند فرمود:رنج از دلبستگي هاي دنيايي جدا و به من نزديك ترت مي كند. I asked god for all things that I might enjoy lift.god said , no.I will give you life, so that you may enjoy all things. از خدا خواستم كاري كند كه از زندگي لذت كامل ببرم .فرمود :براي اين كار من به تو زندگي داده ام ادامه مطلب [ ۱۱ آذر ۱۳۹۰ ] [ ۰۱:۰۳:۲۹ ] [ امير اميري ]
. به انگشتانش به دقت نگاه كنيد اگر او دستانش را در لاي موهايش فرو ببرد، سعي در جلب توجه شما دارد.همچينين طرز لمس كردن موها نيز بسيار مهم است.اين به شما اطلاعاتي در مورد طبيعت و فطرت او مي دهد. اگر او اين كار را به آرامي انجام دهد، شما با يك فرد باهوش و متخصص در زمينه هنر عشق مواجه شده ايد. حال اگر اين كار سريع صورت گيرد، حاكي از كم حوصلگي و تعجب فرد است. اگر او لبه ي عينك را با انگشتانش لمس كند، روانشناسان آن را بر اساس عقيده ي زيگموند فرويد (او بحث هايي را در مورد شيوه ي عملكرد مغز انسان در خصوص غرايز جنسي مطرح كرد)، اين حركت را ناشي از غرايز جنسي مي دانند. اين تئوري توسط زناني كه اين كار را براي جلب توجه مرد مورد نظر انجام مي دهند، به تاييد رسيده است. لمس كردن موها به صورت جذاب نشانه ي آرامي، كنترل كردن خود و منتظر بودن است؛ پس فرصت را از دست ندهيد و به كنار او بنشينيد. حواستان را به هر گونه برخورد بدني جمع كنيد دست و شانه هايش را به خوبي زير نظر بگيريد اگر او چانه اش را بر روي دست هايش قرار داده است و به نظر مي رسد كه
در حال فكر كردن است، اين امر هميشه نشانه اي از مغلوب شدن او توسط ظاهر
شما نيست، بلكه در حلت كلي به سوال هايي كه در ذهنش پديد آمده است، فكر مي
كند:” آيا اين مرد شايسته من است؟”. شما جواب را مي دانيد ولي او به كمي
زمان نيازمند است. اگر كه مي خواهيد از را در انتخاب تصميم صحيح كمك كنيد،
فقط بسيار محترمانه و مودبانه رفتار كنيد. البته گوشه اي از شوخ طبعي خود
را نيز نشان دهيد. به لب هايش نگاه كنيد اگر زني لب هايش را هر چند دقيقه يك بار خيس كند، از دو حالت خارج نيست: يا اين كار را از روي عادت انجام مي دهد و يا اين كه مشتاق است كه نظر شما را نسبت به لب هايش جلب كند كه دير يا زود او را ببوسيد. اگر زني لب هايش را مي جود، به او كاري نداشته باشيد- همه چيز رو به راه است.اما گاهي اين امر ناشي از استرس فرد است.چرا؟ شايد به اين خاطر كه به آنها به صورت كنجكاوانه نگاه مي كنيد و يا اين كه او به طور غير مستقيم او قصد جلب توجه شما را دارد. چشمانش را زير نظر بگيريد بنابر عنوان هاي معروف و نويسنده هاي رمان هاي عاشقانه حركت سريع پلك ها حاكي از آن است كه زن مي خواهد كه نظر مرد را نسبت به خود جلب كند. آنها منتظر لطيفه هاي شما و خنده هايتان نيستند. اساس زيست شناسي به ما مي گويد كه وقتي ما از چيزي (يا كسي) خوشمان مي آيد، چشم هايمان باز مي شود و وقتي چيزي را دوست نداريم، آنها كوچكتر مي شوند. پس اگر چشم هايش باز شده است، مي تواند نشانه ي خوبي باشد و اگر كوچك شوند، علامت خوبي نيست. هر چند كه اين روش بي عيب و نقص و كاملا درست نمي باشد. البته لازم به ذكر است هنگامي كه فرد در محيط تاريك قرار مي گيرد چشم هايش بازتر مي شود، و هر چه محيط روشن تر شود چشم انسان بنابر مقدار روشنايي بسته تر مي شود. به پاهايش دقت كنيد تحقيقات زبان بدن تاكيد مي كنند كه اگر زني پاهايش را روي يكديگر
بياندازند و يا آنها را تكان دهند ( به طوري كه تا نيمه كفش از پايش خارج
شده باشد)، بيانگر حركتي براي جلب توجه جنس مخالف است. اين معنا هنگامي كه
زن پاهايش را باز مي كند به اوج خود مي رسد. اين حركت يك سمبل عقيده
زيگموند فرويد مي باشد. نقطه ي مقابل اين نشانه هنگامي است كه او پاهايش
را در كنار يكديگر قرار مي دهد. نكات: همين طور شما مي توانيد از حقه ي ساعت استفاده كنيد. به طور ناگهاني به ساعت نگاهي بياندازيد و بعد به او نگاه كنيد، اما نه وقتي كه از گوشه ي چشم به او نگاه مي كرديد. هر چيزي در اينجا به شما كمك مي كند.اگر او جايي را نگاه مي كرد كه شما هم داشتيد نگاه مي كرديد، احتمالا به شما نگاه مي كرده است. اما بدانيد كه شايد او با خود فكر كرده است شما به چيزي عجيب يا خطرناك و يا جالب نكاه مي كرديد و كنجكاو بوده كه بداند آن چيست. اخطار: ادامه مطلب [ ۸ مهر ۱۳۹۰ ] [ ۰۲:۱۶:۲۲ ] [ امير اميري ]
اين متن براي موفقيت شما تهيه شده است و بدون شك يكي از بهترين متون موفقيتي است كه دريافت مي كنيد. . .
به مردم بيش از آنچه انتظار دارند بدهيد و اين كار را با شادماني انجام دهيد. ادامه مطلب [ ۸ مهر ۱۳۹۰ ] [ ۰۲:۱۰:۰۹ ] [ امير اميري ]
به سختي “نه” مي گوييد؟ شما هم مانند بسياري از مردم، هميشه مي كوشيد تا نسبت به ديگران و به هزينه ي خودتان خوب باشيد؟
چرا “نه” گفتن برايمان سخت است ۱- مي خواهيد كمك كنيد. شما يك جورهايي قلب مهرباني داريد. نمي خواهيد كه طرف را اصطلاحا “دك كنيد” بلكه مي خواهيد تا آنجايي كه امكان دارد كمك كنيد حتي اگر آن كار باعث هدر رفتن وقت تان شود. ۲- از گستاخ شدن هراسانيد. خيلي ها اينطور فكر مي كنند كه “نه” گفتن به نوعي گستاخي است. اين نوع تفكر مخصوصا در فرهنگ آسيا مرسوم است، جايي كه “حفظ منزلت و شان” اهميت دارد. ۳- مي خواهيد كه سازگار باشيد. نمي خواهيد كه خودتان را از گروه بيگانه كنيد بنابراين درخواست هاي ديگران را تاييد مي كنيد. ۴- ترس از نزاع. شما احتمالا از اين مي ترسيد كه در صورت رد درخواست فردي، باعث عصباني شدن وي شويد. اين مي تواند منتج به يك برخورد زشت شود. اگر هم چنين اتفاقي رخ ندهد امكان دارد كه اختلاف عقيده اي رخ داده و در نتيجه در آينده باعث نتايج منفي شود. ۵- ترسِ از دست دادن موقعيت ها. شايد با گفتن “نه” مضطرب شويد چرا كه باعث بسته شدن درها بر روي تان مي شود. ۶- خراب نكردن پل ها. برخي از مردم “نه” گفتن را نوعي روگرداني مي دانند. اينطور فكر مي كنيد كه، “نه” گفتن مي تواند باعث خراب شدن پل ها و قطع رابطه ها شود. *** “نه” گفتن به معناي گستاخ شدن شما نيست؛
همانطوري كه ناسازگاري شما را نخواهد رساند. “نه” گفتن به معناي ايجاد
نزاع نيست؛ همانطور كه باعث از دست دادن موقعيت هاي تان در آينده نخواهد
شد. و همچنين “نه” گفتن قطعا باعث خراب كردن پل ها نخواهد شد. اين ها همه
تفكرات اشتباهي هستند كه در ذهن تان وجود دارند. ۷ راه ساده براي “نه” گفتن ۱- “الان خودم اولويت هاي ديگري دارم، نمي توانم اين كار را انجام دهم.” ۲- “الان زمان خوبي نيست چرا كه من در ميان انجام كاري هستم. چطور است كه ما در زمان X دوباره ارتباط برقرار كنيم.” ۳- “مشتاق به انجام آن هستم، ولي…” ۴- “اجازه بده ابتدا درباره ي آن فكر كنم، بعدا به تو خبر خواهم داد.” ۵- “اين ملاقات آن چيزي نبود كه من نياز داشتم اما يقينا درخواست شما را در نظر خواهم داشت.” ۶- “من بهترين فرد براي كمك در اين مورد نيستم. چرا آقا/خانم X را از درخواستت مطلع نمي كني؟” ۷- “نه، نمي توانم.” ما موانع زيادي براي “نه” گفتن در ذهن مان
ايجاد مي كنيم. همانطور كه در ابتداي اين مطلب نيز ديديد، اين موانع خود
ساخته هستند و به هيچ وجه درست نيستند. خيلي درباره ي “نه” گفتن فكر نكنيد
و فقط آن را بي درنگ بگوييد. ادامه مطلب [ ۸ مهر ۱۳۹۰ ] [ ۰۱:۴۹:۵۷ ] [ امير اميري ]
تشخيص عسل طبيعي
عسل به شهد گل ها اطلاق مي شود كه زنبور عسل پس از تغذيه از گياهان مختلف، آن را ساخته باشد. به بيان ديگر، عسل ماده شيرين و غليظي است كه توسط زنبوران عسل، از شهد گلها جمع آوري شده و تغيير شكل مييابد و سپس در داخل سلولهاي مومي كندو ذخيره ميشود. زنبوران عسل داراي نيروي ذاتي هستند كه گلهاي مفيد را از غير مفيد تشخيص ميدهند. آنها با علاقه فراوان سراغ تمام گياهان طبي و گلهاي شفابخش ميروند و عصاره آنها را گرفته و به بهترين شكل در اختيار ما قرار ميدهند. عسل طبيعي، سرشار از مواد غذايي و حيات بخش بوده و ميتواند تمام نيازهاي غذايي را برطرف كند، زيرا زنبور عسل، تمام املاح و ويتامينهاي موجود در گلها را به شكل عسل ميپروراند و آن را قابل جذب در خون ميسازد. از طرفي كيفيت عسل طبيعي چندين برابر بيشتر از عسل مصنوعي است كه زنبور با آب و شكر تغذيه مي شود.عسل تقـلبي ادامه مطلب [ ۸ مهر ۱۳۹۰ ] [ ۱۲:۳۹:۵۸ ] [ امير اميري ]
در اين مقاله ۶ نكته
اساسي در رابطه با همسرگزيني اينترنتي را بيان مي كنيم. البته اين نكات
بيشتر بـراي پسران صدق ميـكند ولـي بـد نيست دختر خانم ها نيز تا حدي با
اين “نبايد ها” آشنا شوند. ۱- هنگام مذاكره از طريق ايميل، زندگي نامه خود را بيان نكنيد هيچ چيزي مانند يك مرد حراف باعث خستگي يك زن نميشود. اگر باور نميكنيـد، دفـعـه بـعـدي كـه در حـال گفتگو بــا طــرف مـقابـل هـستـيـد، يـك ايميل تك صفحه اي در مورد تفريحات آخر هفته خود، ارسال نموده و ببينيد او چه واكنشي نشان مي دهد. از هر ۱۰ نفر ۹ نفرشان حتي جواب شما را هم نخواهند داد.او خيلي راحت ايميل شما را پاك كرده و به سراغ نفر بعدي خواهد رفت. اما چرا؟ اولا” هميشه مردان پرچانه از نظر زنان افرادي نيازمند محسوب مي گردند و اغلب زنان تمايل دارند طرف مقابل خود را به مبارزه بطلبند و با او رقابـت كنـنـد در حـالـيـكه مـردان نيازمند، روحيه مبارزه طلبي ندارند. ثانيا”، رك و پـوسـت كنـده بـگويـيـم، زنـان دوسـت دارند خودشان سكان حرف زدن را در دست بگيرند و از شما مي خواهند كه فقط گوش دهيد. راه حل: هـمه ايميل هايتان را خلاصه جواب دهيد ( بيشتر از ۳ جمله نشود). دو جمله اول را به پاسخ گويي سـؤال ( يا سؤالات) احتـمالي او، و جمله آخر را به طرح پرسشي از او اختصاص دهيد. بخاطر داشته باشيد: سؤالات باعث تداوم “گفـتـگو” مي گـردند و بـه طـرف مـقـابـل ايـن احساس دست خواهد داد كه شما فردي متفكر و علاقه مند هستيد. ۲- در مورد مسائل جنسي صحبت نكنيد بسياري از زنان تصور ميكنند كه مردان به چيزي جز *** فكر نميكنند. اگر چه ممكن است اين گفته تا حدي صحيح به نظر برسد، اما با صحبت نكردن و اشـاره نـنـمـودن به مسائل جنسي در طي مسير انتخاب همسر موفقتر خواهيد بود. پيش كشيـدن صـحبـتـهاي جـنـسي، بـخصوص هنگامي كه او را نمي شناسيد، باعث دلخوري و رنجيدن فرد خواهد شد. راه حل: از اين كار پرهيز كنيد. اگر زني در ايميل ها يا PM هايش در لفافه و بطور ضمـني بـه برخـي مسـائل جـنـسـي اشاره كرد، اين مي تواند يك چراغ سبز براي شما باشد اما پيشنهاد مي كنـيم از حد و مرز ادب تجاوز نكرده و مراقب تعبير و تفسيرتان باشيد. ۳- دروغ نگوييد اين يك واقعيت روشن اسـت كه درصـد زيادي از مردان و زنان هنگاميكه از طريق اينترنت به همسر گزيني مي پردازند، واقـعيـت را در مـورد مسائل گوناگون خود از قبيل وضعيت تاهل، درآمد، تحصيلات و شغلشان بيان نمي كنند. مطمئن باشيد كه اين دروغها دير يا زود برايتان دچار مشكـل خـواهند نمود. اگر فردي را يافته ايد كه واقعا” به او علاقه منديد، و اگر به او دروغ گـفـته ايد، بـهتر است قبل از اينكه متوجه ريا كاري شما گردد، خودتان واقيعت را بيان نماييد. راه حل: اگر درآمدتان پايين است و يـا شـغل آنچناني نداريد، روي محاسن و قابليتهاي ديگر خود تمركز نماييد. هرگز براي تحت تاثير قراردادن كسي به او دروغ نگوييد. هيچگاه. ۴- در ارسال ايميل و PM زياده روي نكنيد اين عمل نيز شما را نيازمند جلوه خواهد داد. ارسال سه يا چهار ايميل يا PM باعث ميشود كه طرف مقابل احساس كند شما خيلي به او محتاج هستيد. البته چنانچه گفتگوي شما از طريق ايميل يا PM بسرعت در حال گسترش بوده و باعث ايجاد انگيزه و علاقه در طرفين مي شود، سعي كنيد اين محاوره ها را دقيق و حساب شده ادامه دهيد. به عبارت ديگر جا نزنيد. اما اگر در مراحل ابتدايي آشنايي قرار داريد، پيشنهاد مي كنيم كه فعل و انفعالات خود را به حداقل برسانيد. راه حل: بـايـد بـا دسـيـپلين بـاشـيد، الـبته اگر به او علاقه زيادي داشته باشيد، كمي مشكل به نظر ميرسد. در روز بيـشتر از دو ايـميـل ارسال نكنيد و حداكثر پانزده دقيقه در طول روز چت كنيد. اگر مكالمه شما از اين حد گذشت، عذر خواهي نمـوده و به گفتگـو خاتمه دهيد. بگوييد كـه چـيـزهـايـي داريـد كه بـايـد از آنـها مـراقبت كنيد- و وارد جزئيات نشويد. به اين وسيله فردي مرمـوز بـاقي خـواهيـد مـاند. ايـن همان چيزي است كه باعث جذب طرف مقابل ميشود. ۵- از اين شاخه به آن شاخه نپريد يكي از مسائل خوب همسرگزيني اينـتـرنتي مكاتبه با افراد متعدد و شخصيتهاي گوناگون است. وقتي شما اعلام ميكنيد كه به دنبال همسر ميگرديد و براي خود يك پروفايل ايجاد مي نـمـاييد، ممكن است با موجي از ايمـيـل ها و درخـواسـتـها مـواجـه گـرديد. يــك پروفايل شخصي كارآمد كه باعث توليد پاسخـهاي زيـاد ميگردد ممكن است نتيجه عكس بدنبال داشته باشد. براي مثال در ماه گذشته، ۵۶ نفر به پروفايل من جواب دادند كه ايميل زدن به همه آنها كار بسيار وقت گير و دشواري بود. اگر بخواهيد به تك تك افرادي كه به پروفايل شما جواب داده اند ايميل بزنيد،اين كار تمام وقت شما را در طول روز خواهد گرفت. به علاوه ممكن است فراموش كنيد كـه بـه كـي، چه گفتيد و سر در گم شويد و يك سؤال را چهار يا پنج بار از شخصي بپرسيد. راه حل:با اينكه در بخشهاي قبل از شما خواستيم كه دسيپلين داشته باشيد، ممكن است ايـن تـوانـايي را در خـودتان نبينيد كه بخواهيد به تك تك ايميل ها پاسخ دهيد. در واقع پيشنهاد ميكنيم كه به همه درخواست ها ترتيب اثر ندهيد. در عوض به افرادي پاسخ دهيد كه بيشتر تمايل به پيگيري و دنبال كردن آنها داريد و اگر اين باعث موفقيت شما نگرديد، مي توانيد به عقب بازگشته و كساني كـه بي جواب گذاشته ايد را مورد تجديد نظر قرار دهيد. ۶- خود را زياد مشتاق نشان ندهيد هيچگاه بسرعت از او درخواست ملاقات حضوري نكنيد. زمان ديدار بايد حداقل يك هفته پس از آشنايي اوليه باشد. اگر فوري از او بخواهيد كه همديگر را ملاقات كنيد،اگر آمادگي نداشته باشد، از دستتان خواهد رفت. درصورت صبر كردن يـكي از پـرسـشهايي كه در ذهن او خطـور خـواهـد كــرد ايــن اسـت كـه اين پسر چرا نميخواهد مرا ببيند؟ چنانچه خود را عـلاقه مـند و مشتـاق نـشـان نـدهيـد، طـرف مقابل بيشتر مجذوب شما خواهد شد. در خاتمه پيشنهاد مي كنيم تا زماني كه همديگر را خوب نشناخته ايد از دادن اطلاعات شخصي مانند شماره تـلـفن و آدرس خـودداري نـمايـيد. مراقب افراد سوء استفاده گر و نادرست باشيد و به هر كس اعتماد نكنيد. در چهار ديواري دنيا ، عشق ابديست ، غم رفتنيست ، خاطره ماندنيست ادامه مطلب [ ۵ شهريور ۱۳۹۰ ] [ ۱۱:۲۰:۲۴ ] [ امير اميري ]
![]() آيا شما هم وقت ازدواجتون نرسيده؟ سن شما كم هست؟ تحصيلاتتون تمام نشده؟ كار پيدا نكرده ايد؟ شرايط خانواده اجازه ازدواج به شما نمي دهد؟ و ..... غالبا يك تفاوتي كه بيشتر در دختران و پسران در اوائل جواني به جشم مي خورد در مورد هدف از رابطه دوستي با جنس مخالف هست. دختران معمولا به خامي تصور مي كنند كه براي يافتن همسر مناسب بايد در يك رابطه احساسي با پسران دخيل شوند. غافل از اين هستند كه در اكثر مواقع اين ارتباط دقيقا در جهت عكس اين خواسته پيش مي رود. چرا؟ چون در اكثر مواقع پسراني طالب ارتباط درازمدت، پنهاني، و احساسي و عاطفي با دختران هستند كه شرايط ازدواج ندارند. لذا اين خلاء را توسط بازي گرفتن يك يا چند دختر با قول ازدواج در آينده اي نامعلوم ، پر مي كنند. از همين جا ريشه بسياري از شكست هاي عاطفي و عشقي مشخص مي شود. چون از همين آغاز هدف دروني دختر و پسر از اين رابطه متفاوت است. دختري دبيرستان را تمام كرده، يا دانشجو هست، يا شاغل هست و تمام امكانات ازدواج برايش مهياست. او در درونش به پسري متعهد، با احساس و وظيفه شناس فكر مي كند كه عاشقانه در كنارش زندگي كند. و چون مي خواهد مارك سنتي بودن بهش نخوره، چون نمي خواهد امل باشه، در محل كار، تحصيل، محله يا .... با همجواري كه با پسري پيدا مي كند كم كم علائمي از خود بروز مي دهد و خود را در چنين رابطه احساسي وارد مي كند. در اينگونه شرايط اگر اين دختر درست فكر كرده باشد بايد آن آقا پسر نيز همين هدف را داشته باشد، لذا بدون نياز به پنهان كاري و وعده و عيد بايد با هم و خانواده هايشان در عرض چند روز آشنا شوند و بعد طي مدت آشنايي كه كاملا مشخص هست(مثل 10 روز ، 1 ماه ، يا 6 ماه )، همديگر را بررسي كنند. اما مي بينم كه در عمل چنين اتفاقي نمي افتد ، چون آقا پسر اصلا به چيزي كه فكر نمي كنه ازدواج هست. اما اين مطلب را به دختر خانم نمي گويد. چون اگر بگويد من قصدم لذت و ارتباط عاطفي و جنسي و ... هست. رابطه شكل نمي گيرد. ![]() ادامه مطلب [ ۵ شهريور ۱۳۹۰ ] [ ۱۰:۵۴:۲۱ ] [ امير اميري ]
![]()
اگر قرار باشد براي 10 سال آينده زندگي تان برنامه اي بريزيد، چه اهدافي را پشت هم رديف مي كنيد؟ بگذاريد ملموس تر صحبت كنيم. آقايي به نام ايكس را در نظر بگيريد كه ليسانس حقوق دارد و طبق يك برنامه ريزي از پيش تعيين شده قصد دارد براي كنكور كارشناسي ارشد آماده شود. در كنار آن مي خواهد در آزمون كانون وكلا شركت كند و تا يك سال آينده درجه وكالت بگيرد.
در كنار تمام اين ها، هر هفته با دوستانش به كوه مي رود و يك باشگاه دوستانه كوهنوردي تاسيس كرده كه از نوجوانان مستعد محله عضو مي پذيرد. اما مهم تر از آن مجبور است هر هفته به سوال ثابت و تكراري مادرش پاسخ بدهد كه پس تو كي زن مي گيري؟ آقاي ايكس، وقتي قرار باشد برنامه هاي 10 سال آينده اش را اولويت بندي كند، اينطور مي نويسد: 1- كنكور 2- آزمون كانون وكلا 3- ارتقاي شغلي 4- تاسيس دفتر وكالت شخصي 5- ازدواج 6- راه اندازي و رونق باشگاه و...
ازدواجى موفق مى شود كه در آن كليات اولويت بندى زن و مرد شبيه به هم باشد. در غير اين صورت، اولويت بندي زن و مرد با هم تداخل پيدا مي كند و اين تداخل و عدم تطابق يك جا دامن زندگي شان را خواهد گرفت
اولويت هاي زندگي در زندگي آقاي ايكس، مهم ترين برنامه، ارتقاي تحصيلي و شغلي است و ازدواج در مرحله بعدي قرار دارد. بنابراين، اگر آقاي ايكس يك فرصت خوب تحصيلي پيدا كند، هيچ بعيد نيست كه قيد ازدواج را براي مدتي بزند و برنامه هاي اين چنيني را به مدتي بعد موكول كند كه وقت آزاد بيشتري دارد. همين طور در روزهايي كه براي كنكور آماده مي شود، نمي توان از او انتظار داشت برنامه خواستگاري را قطعي كند و بگويد كه از ميان پيشنهادهاي مادرش كدام يك را بيشتر مي پسندد. ![]() در چنين موردي، اگر آقاي ايكس پيش از آنكه از نظر درسي و كاري به جايگاهي كه دوست دارد برسد، ازدواج كند، قطعا يك ازدواج نا به جا داشته و ممكن است برنامه ريزي هاي زندگي اش طوري بالا و پايين شود كه به يك نارضايتي دروني، احساس عدم پيشرفت و سرخوردگي برسد. حتي ممكن است احساس كند از ازدواج خود راضي نيست و دليل پيشرفت نكردن او، ازدواج و زن و زندگي است. خصوصا اگر در اولويت بندي هاي همسرش، ردپاي ارتقاي تحصيلي، پيشرفت كاري و ... به چشم نخورد.
حقيقت اين است كه ازدواجى موفق مى شود كه در آن كليات اولويت بندى زن و مرد شبيه به هم باشد. در غير اين صورت، اولويت بندي زن و مرد با هم تداخل پيدا مي كند و اين تداخل و عدم تطابق يك جا دامن زندگي شان را خواهد گرفت. مثلا زني كه اولويت اول او خانواده است به همسرش كه اولويت اول او كار است مدام گله مي كند كه تو براي من ارزش قائل نيستي، مثل روزهاي اول دوستم نداري، از من دلسرد شده اي و... در مقابل مرد احساس مي كند زن هويت فردي او را نديد گرفته، براي پيشرفت او ارزش قائل نيست و سعي دارد او را از موفقيت هاي شغلي اش دور كند. اما اين تنها آفت تفاوت اولويت ها نيست. وقتي اولويت هاي كسي به اجبار جا به جا شود، نتيجه اي جز نارضايتي و افسردگي نخواهد داشت. كسي اولويت اول زندگي اش خانواده باشد اما در عمل مجبور به كار زياد شود به طوري كه اولويت اول زندگي او كار به نظر برسد، بعد از مدتي حس مي كند شاد نيست و حس قرباني شدن پيدا مي كند.
برنامه ريزي شخصي حالا يك ورق كاغذ جلويتان بگذاريد و به اولويت هاى زندگى خود در 10 سال آينده فكر كنيد. يادتان باشد كه هر سنى اولويت بندى خودش را دارد. اگر مجبوريد براي اين اولويت بندي وقت زيادي صرف كنيد بدانيد كه تا به حال خيلي از زندگي عقب افتاده ايد كه قدم هاي بعدي تان را نمي دانيد. بنابراين هر چه سريعتر چهارچوب هاي زندگي تان را مشخص كنيد تا هم تكليفتان با خودتان روشن باشد هم بدانيد كه در مواجهه با موقعيت هاي ازدواجتان چطور بايد برخورد كنيد يا با چه كسي پيمان زناشويي ببنديد. ![]() اگر هم تا الان نامزد/عقد كرده ايد و حس مي كنيد طرف مقابل مدام شما را از دستيابي به اولويت هايتان دور مي كند، بايد وقت مناسبي جور كنيد و با او از دغدغه هاى خود صحبت كنيد. صاف و بي پروا، اما نه طوري كه او را برنجانيد، از نگرانى خود بگوييد و سعي كنيد جوري حرف نزنيد كه او احساس كند در زندگي شما يك موجود ناكارآمد و نخواستني است. تنها به او بفهمانيد كه بايد در ادامه مسير زندگيتان حامي شما باشد و كمك كند تا به آرزوهايتان برسيد. در مقابل شما هم چنين كمكي به او خواهيد كرد و او را تنها نمي گذاريد.
شما كه ازدواج كرده ايد... اگر هنوز ترديد داريد كه درباره اولويت هايتان مي توانيد با نامزد/ همسر خود صحبت كنيد، بدانيد كه تا چند وقت ديگر، نارضايتي، افسردگي، احساس پوچي و شكست در زندگي به سراغتان مي آيد و احتمالا زندگي را به كام شما و همسرتان تلخ خواهد كرد. بنابراين: 1- مراقب زمان بندى و اولويت بندى درست باشيد. 2- هرگزاولويت بالاترتان را قربانى اولويت پايين تر نكنيد. 3-به اولويت بندى همسرتان احترام بگذاريد و به او كمك كنيد كه رشد مناسبش را پيگير باشد زيرا اين كار باعث مى شود كه او رضايت درونى بيشترى را به زندگى شما برگرداند. 4-در اختلافات شديد اولويت بندى با همسرتان، با او گفت وگو كنيد يا از يك مشاور با تجربه كمك بگيريد. ادامه مطلب [ ۷ مرداد ۱۳۹۰ ] [ ۱۱:۰۸:۵۲ ] [ امير اميري ]
صداي هلهله ميآيد و همه منتظر گرفتن «بله» از عروس
هستند. بله گفته ميشود و نوبت امضاهاي سند ازدواج ميرسد. با سرعت زياد،
تمامي امضاها در سند ثبت ميشوند، بي آن كه نگاهي به متنها شود. از عروس
ميپرسي امضاهايت را كردي؟ ميشمرد و ميگويد بله امضا كردم، نميداند چه
سند مهمي را نخوانده امضا كرده است. در حالي كه زن ميتواند حق انتخاب محل
زندگي، طلاق، شغل، حضانت كودك، تحصيل، خروج از كشور و نصف شدن اموال را در
همان سند ازدواج و در قالب شروط ضمن عقد ازدواج از همسر خود طلب كند. حقوقي
كه بعدها هر كدام به تنهايي، عامل از هم پاشيدن خيلي از زندگيها ميشود؛
اما در بيشتر موارد، نه خانوادهها و نه خود دختر و پسر به آن آگاهي ندارند
يا در صورت مطلع بودن از اين شروط، چندان اهميتي به آن نميدهند و بنا به
هزار و يك دليل، مطرح كردن آن در ابتداي زندگي را لازم نميدانند. اما شما چقدر از شروط ضمن عقد ازدواج، مطلعيد؟ شما آيا تاكنون به سند ازدواجتان، سري زدهايد و آگاهانه اين شروط را مطالعه كردهايد؟ ماده 1119 قانون مدني، اجازه لازم براي اين كار را داده است. ![]()
«طرفين عقد ازدواج ميتوانند هر شرطي كه مخالف مقتضاي عقد مزبور نباشد، ضمن عقد ازدواج يا عقد لازم ديگري بنمايند.» به عبارتي سادهتر، اين قانون به زن و شوهر اجازه ميدهد برخي مسائل مورد توافق خودشان را كه قانون در مورد آنها ساكت است يا نظر قانون در آن زمينه مورد پذيرش آنها نيست، ولي مطابق خود قانون، توافق خلاف آن هم ممكن است در سند ازدواج به عنوان شروط ضمن عقد ذكر كنند.
در سال 1361، براي اولين بار شهيد بهشتي طرحي در اين خصوص ارائه كرد و شروطي به عنوان شروط ضمن عقد ازدواج در دفاتر سند ازدواج در 2 بند الف و بند ب كه بند ب آن شامل 12 بند است، اضافه شد. بر اساس قانون، سردفتر ازدواج مكلف است شرايط مذكور در سند ازدواج را مورد به مورد به زوجين تفهيم كند و آن شرطي معتبر است كه مورد توافق زوجين واقع و به امضاي آنها رسيده باشد. شروط ضمن عقد در سندهاي فعلي ازدواج تعدادي از شرطها با عنوان شروط ضمن عقد آمده است. ولي اين شروط در برخي از موارد كافي به نظر نرسيده و لازم است شروط ديگري به موارد قيد شده در سندهاي ازدواج افزوده شود. به همين دليل كميسيون حمايت از حقوق زنان و كودكان معاونت توسعه قضايي قوه قضاييه، 6شرط حقوقي به عنوان شروط ضمن عقد پيشنهاد كرده است. تحصيل: اگر چه حق تحصيل از حقوق اساسي هر فرد است و نميتوان از تحصيل افراد جلوگيري كرد، اما براي پرهيز از مشكلات احتمالي در اين زمينه، عبارت زير براي درج در سند ازدواج، پيشنهاد ميشود: زوج، زوجه را در ادامه تحصيل تا هر مرحله كه زوجه لازم بداند و در هر كجا كه شرايط ايجاب كند، مخير ميسازد. اشتغال: مطابق قانون، اگر شغل زن، منافي با مصالح خانواده يا حيثيت شوهر يا زن باشد، مرد ميتواند همسر خود را از آن شغل منع كند. با توجه به اين كه امكان تفسيرهاي مختلف از اين متن قانوني وجود دارد، گنجاندن عبارت زير در سند ازدواج پيشنهاد ميشود؛ زوج، زوجه را در اشتغال به هر شغلي كه مايل باشد، در هر كجا كه شرايط ايجاب نمايد، مخير ميكند. وكالت زوجه در صدور جواز خروج از كشور: مطابق قانون گذرنامه، زنان متأهل فقط با اجازه كتبي همسر خود ميتوانند از كشور خارج شوند. با توجه به اين كه اين مسأله در عمل، مشكلات فراواني را ايجاد ميكند، عبارت زير به منزله شرط در حين عقد ازدواج پيشنهاد ميشود: زوج به زوجه، وكالت بلاعزل ميدهد كه با همه اختيارات قانوني، بدون نياز به اجازه شفاهي يا كتبي مجدد شوهر، از كشور خارج شود. تعيين مدت، مقصد و شرايط مربوط به مسافرت به خارج از كشور به صلاحديد خود زن است. تقسيم اموال موجود ميان شوهر و زن پس از جدايي: اين شرط ميتواند تا حد زيادي آزادي اراده زن و شوهر را در تاسيس نهاد بنيادين خانواده تضمين كند. مشابه چنين شرطي در سندهاي ازدواج كنوني وجود دارد، ولي تحقق آن منوط به درخواست نكردن زن براي جدايي يا تخلف نكردن زن از وظايف زناشويي خود يا نداشتن رفتار و اخلاق ناشايست است و احراز اين موارد نيز به عهده دادگاه است. براي ايجاد شرايط مساوي تر ميان زن و شوهر در اين خصوص، گنجاندن عبارت زير در سند ازدواج پيشنهاد ميشود (يادآوري اين نكته ضروري است كه براي رسيدن به توافق درخصوص اين شرط، در نظر گرفتن حدود عادلانه براي تكاليف مالي مرد همچون مهريه از سوي زن موثر و منصفانه خواهد بود: زوج، متعهد ميشود هنگام جدايي اعم از آن كه به درخواست مرد باشد يا به درخواست زن نيمي از دارايي موجود خود را اعم از منقول و غيرمنقول كه در مدت ازدواج به دست آورده است به زن منتقل كند. وكالت مطلق زوجه در طلاق: مطابق قانون، زن تنها در موارد بسيار خاص ميتواند از همسر خود جدا شود. اين در حالي است كه مرد هر زمان كه بخواهد، ميتواند با پرداخت كليه حقوق زن او را طلاق دهد. از آنجا كه زن و شوهر، حق انتخاب يكديگر براي شروع و ادامه زندگي را دارند، منصفانه آن است كه در صورت لزوم پايان دادن به زندگي مشترك نيز، اين حق انتخاب براي هر دو وجود داشته باشد. ![]() درج شرط وكالت مطلق زوجه در طلاق: اين شرط ميتواند موجب ايجاد توازن در حق طلاق باشد. يادآوري اين نكته ضروري است كه صرف نظر از حفظ توازن، زن نيز ميتواند با گرفتن حق طلاق و همچنين تقسيم مادي اموال، مهريه را تا حدود زيادي كاهش دهد.اين شرط به صورت زير ميتواند مطلوب باشد: زوج به زوجه وكالت بلاعزل با حق توكيل به غير ميدهد تا زوجه در هر زمان و تحت هر شرايطي از جانب زوج، اقدام به مطلقه كردن خود از قيد زوجيت زوج به هر قسم طلاق اعم از بائن، رجعي، خلع يا مبارات به هر طريق اعم از اخذ يا بذل مهريه كند. اين شرطها ميتوانند تا حد زيادي آزادي، اراده زن و شوهر را در تاسيس نهاد بنيادين خانواده تضمين كنند. البته مطالعات ميداني انجام شده در كميسيون حمايت از حقوق زنان و كودكان نشان ميدهد كه برخي سردفتران بنا به سليقه و تشخيص فردي، محدوديتهايي را براي زوجين ايجاد ميكنند و حتي شرطي را كه بنا به فتواي حضرت امام خميني، جايز است نميپذيرند. اما شايد بد نباشد كه بدانيد يكي از مزيتهاي مهم شروط ضمن عقد گسترش حيطه اختيارات زن و شوهر در تنظيم مبناي حقوقي خانوادهشان است. يعني آنها ميتوانند اولويتهاي خود را در ازدواج داشته باشند و بر اساس آن عمل كنند. شروط ضمن عقد ازدواج در صورتي كه غير مقدور، بي فايده، غير عقلايي و نامشروع نباشد، ميتواند در قسمت ديگر شروط در سند ازدواج ثبت شود و طرفين بر اساس قانون مكلف به اجراي آن هستند. شروط ضمن عقد مختص زنها نيست و مردان نيز ميتوانند از شروط ضمن عقد استفاده كنند. به عنوان نمونه، بحث مهريه اقساطي يا شرط پرداخت نفقه در حد استطاعت ميتواند از طرف آقايان، به عنوان شروط ضمن عقد ازدواج مطرح شود. ادامه مطلب [ ۷ مرداد ۱۳۹۰ ] [ ۱۰:۵۷:۲۹ ] [ امير اميري ]
|
|
| [ طراحی : سمپل تم ] [ Weblog Themes By : sampletheme ] | ||